خانه » مقاله ها » مطالب مفید و پندآموز

مطالب مفید و پندآموز

مطالب مفید و پندآموز

آدمهای زندگیتان

آدمهایى هستند در زندگیتان؛نمی گویم خوبند یا بد..چگالى وجودشان بالاست…افکار،حرف زدن،رفتار،محبت داشتنشانو هر جزئى از وجودشان امضادار است…یادت نمی رود“هستن هایشان را..”بس که حضورشان پر رنگ است.ردپا حک می کنند،اینها روى دل و جانت…بس که بلدند “باشند”…این آدمها را، باید قدر بدانى…وگرنه دنیا پر است از آن دیگرهاىبى امضایى که شیب منحنى حضورشان، همیشه ثابت است. . .بعضی از آدم ها ترجمه شده اندبعضی از آدم ها فتوکپی آدم های دیگرند.بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.بعضی از آدم ها فقط جدول و سرگرمی دارندبعضی از آدم ها خط خوردگی دارندبعضی از آدم ها را چند بار باید بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیمو بعضی از آدم ها را باید نخوانده کنار گذاشتاز روی بعضی از آدم ها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدم ها جریمه… قیصر امین پور باز نشر : آکادمی یوگا مازندران ادامه مطلب »

یک بسته کلوچه

خانم جوانی در سالن فرودگاه منتظر نوبت پروازش بود.از آن جایی که باید ساعات بسیاری را در انتظار می ماند، کتابی خرید. البته بسته‌ای کلوچه هم با خود آورده بود.او روی صندلی دسته‌داری در قسمت ویژه فرودگاه نشست تا در آرامش استراحت و مطالعه کند.در کنار او بسته‌ای کلوچه بود، مردی نیز نشسته بود که مجله‌اش را باز کرد و مشغول خواندن شد.وقتی او اولین کلوچه‌اش را برداشت، مرد نیز یک کلوچه برداشت.در این هنگام احساس خشمی به او دست داد، اما هیچ چیز نگفت. فقط با خود فکر کرد: “عجب رویی داره! اگر امروز از روی دنده چپ بلند شده بودم چنان نشانش می دادم که دیگه همچین جراتی به خودش نده!”هر بار که او کلوچه‌ای بر می داشت مرد نیز با کلوچه‌ای دیگر از خود پذیرایی می‌کرد. این عمل او را عصبانی تر می کرد، اما نمی خواست از خود واکنشی نشان دهد.وقتی که فقط یک کلوچه باقی مانده بود، با خود فکر کرد: “حالا این مردک چه خواهد کرد؟”سپس، مرد آخرین کلوچه را نصف کرد و نیمه آن را به او داد.“بله؟! دیگه خیلی رویش را زیاد کرده بود.”تحمل او هم به سر آمده بود.بنابراین، کیف و کتابش را برداشت و به سمت سالن رفت.وقتی که در ... ادامه مطلب »

عروسک پنج سالگی

  عروسکی که در پنج سالگی خراب شد و کلی غصه اش را خوردیم، در ده سالگی دیگر اصلا مهم نیست.. نمره امتحانی که در دبیرستان کم شدیم و آنقدر به خاطرش اشک ریختیم و روزگارمان را تلخ کرد در دوران دانشگاه هیچ اهمیتی ندارد و کلا فراموش شده است… آدمی که در اولین سال دانشگاه آنقدر به خاطرش غصه خوردیم و اشک ریختیم و بعد فهمیدیم ارزشش را نداشته و دنیایمان ویران شد، در سی سالگی تبدیل به غباری از یک خاطره دور دور دور شده که حتی ناراحتمان هم نمیکند…. و چکی که برای پاس کردنش در سی سالگی آنقدر استرس و بی خوابی کشیدیم، در چهل سالگی یک کاغذ پاره بی ارزش و فراموش شده است… پس یقین داشته باش که مشکل امروزت، اینقدرها هم که فکر میکنی بزرگ نیست…این یکی هم حل می شود …میگذرد و تمام میشود…غصه خوردن برای این یکی هم همان قدر احمقانه است که درسی سالگی برای خراب شدن عروسک پنج سالگی ات غصه بخوری!!!!! همه مشکلات،همان عروسک پنج سالگی است…شک نکن!! آکادمی یوگا مازندران http://www.yogaacademy.ir/ ادامه مطلب »

ورودیهای ذهنتان را کنترل کنید

هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید به واقعیت زندگی شما تبدیل میشود، در این میان باورهای محدود کننده ای هستند که از طریق محیط و انسانهای اطراف در ذهن شما نقش بسته و ناتوانی و عدم موفقیت را به شما القا می کنند. برای ایجاد باورهای ذهنی مناسب بایستی به ورودی های ذهنتان دقت کنید، گوش ها ، چشم ها و حواس شما مراکز اتصال شما به محیط اطرافتان هستند که انرژی های منفی و مثبت را دریافت کرده در نهایت باورهایی متناسب با آنچه دریافت کرده اید را در درون شما پدید می آورند، بنابراین به ورودی های ذهنتان بیشتر دقت نمایید. ▪️به چه چیزی مینگرید؟ ▪️به چه صحبتهایی گوش میدهید؟ ▪️توجهتان اغلب برروی چیست؟ باورها آرام آرام در ذهن شما ثبت و ضبط میگردند و به واقعیت زندگیتان تبدیل می شوند. ذهن به سرعت به باورهای منفی و محدود کننده عادت میکند، درواقع ذهن انسان چموش است و تمایل زیادی به تایید باورهای منفی دارد و این ما هستیم که با قدرت درون خویش بایستی ضمیر ناخودگاه مان را در جهت مثبت هدایت نماییم .   باز نشر : آکادمی یوگا مازندران http://www.yogaacademy.ir ادامه مطلب »

رقص انرژی ها

یوگا ، رقص انرژی هاست. زمانیکه ما وارد وضعیتی در یوگا میشویم ، می بایست از انرژی های بدن و بعد ظریف وجودی خود نیز آگاه شویم. هر وضعیت یوگا اصول ساختاری ، هماهنگی و حرکت شناسی مهمی دارد.  اما یادگیری به جریان در آوردن انرژی درونی نیز به اندازه تمام این جنبه های مکانیکی ، ارزشمند و مهم هستند. انرژی ها همواره در بدن ما جریان دارند اما زمانیکه آگاهی‌ را به سمت و سوی اندام ها و اعضای درگیر هدایت میکنیم ، با این آگاهی میزان این جریان انرژی را بالا میبریم و اثر بخشی این جریان را در مناطق مربوطه افزایش میدهیم. شما می بایست قلب ، ذهن ، عقل و روح خود را به اجرای آسانایی که انجام میدهید بسپارید. راز موفقیت در اجرای آساناها در این است.  با یوگا، براستی به سرزمین آرامش سفر کنید و زیبایی های سفر زندگی را عمیقا تجربه کنید.   باز نشر : آکادمی یوگا مازندران http://www.yogaacademy.ir ادامه مطلب »

هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت می کند که از آن بیشتر دارد

  روزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت. در همسایگی او خانه ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ کند و با گذاشتن زباله کنار خانه اش و ریختن آشغال آزارش می داد .یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به ایوان رفت دید یک سطل پر از زباله در ایوان است . سطل را تمیز کرد ، برق انداخت و آن را از میوه های تازه و رسیده حیاط خود پر کرد تا برای همسایه ببرد .وقتی همسایه صدای در زدن او را شنید خوشحال شد و پیش خود فکر کرد این بار دیگر برای دعوا آمده است . وقتی در را باز کرد مرد به او یک سطل پر از میوه های تازه و رسیده داد و گفت ” هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت می کند که از آن بیشتر دارد ” باز نشر : آکادمی یوگا مازندران http://www.yogaacademy.ir ادامه مطلب »

رمز موفقیت

  ﺩﺭ یک سمینار رمز موفقیت ، سخنران از حضار ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍﯾﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ ؟ حضار ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ : ﻧﻪ ! ﻧﺸﺪﻧﺪ سخنران : ﺗﻮﻣﺎﺱ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ ؟ حضار : ﻧﻪ ! ﻧﺸﺪ سخنران : ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ ؟ حضار : ﻧﻪ ! ﻧﺸﺪ سخنران : ﻻﻧﺲ ﺁﺭﻣﺴﺘﺮﺍﻧﮓ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ ؟ حضار : ﻧﻪ ! ﻧﺸﺪ سخنران ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ ؟ ﻣﺪﺗﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ ، ﺳﭙﺲ یکی از حاضران ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﯿﺴﺖ ؟ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺍلاﻥ ﺍﺳﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ ! سخنران ﮔﻔﺖ : ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ ، ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ !!! باز نشر : آکادمی یوگا مازندران ادامه مطلب »

گاهی خودمان را بسنجیم

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره . مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد. پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟» زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.» پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که به او می دهید انجام خواهم داد.» زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرارکرد و پیشنهاد داد: «خانم،من پیاده رو وجدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. دراین صورت امروزشمازیباترین چمن را درکل شهرخواهید داشت» مجددا زن پاسخش منفی بود. پسرک درحالی که لبخندی برلب داشت،گوشی راگذاشت.مغازه دارکه به صحبت های اوگوش داده بود، گفت:«پسر از رفتارت خوشم آمد؛به خاطراینکه روحیه خاص وخوبی داری دوست دارم کاری به توبدهم» پسرجواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کارمی کند. ✔️ کاش ما هم گهگاهی عملکرد خود رابسنجیم … باز نشر : آکادمی یوگا مازندران ادامه مطلب »

ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت حرف می زنند

  💢چند نفر از پلی عبور می کردند که ناگهان دو نفر به داخل رودخانه خروشان افتادند… 🔺همه در کنار رودخانه جمع شدند تا شاید بتوانند به آنها کمک کنند… ولی وقتی دیدند شدت آب آنقدر زیاده که نمی شه براشون کاری کرد، به آن دو نفر گفتند که امکان نجاتتون وجود نداره! و شما به زودی خواهید مرد !!! 🔺در ابتدا آن دو مرد این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از آب بیرون بیایند اما همه دائما به آنها می گفتند که تلاش تون بی فایده هست و شما خواهید مرد !!! 🔺پس از مدتی یکی از دو نفر دست از تلاش برداشت و جریان آب او را با خود برد. اما شخص دیگر همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از آب تلاش می کرد…. 🔺بیرونی ها همچنان فریاد می زدند که تلاشت بی فایده هست … اما او با توان بیشتری تلاش می کرد و بالاخره از رودخانه خروشان خارج شد . وقتی که از آب بیرون آمد، معلوم شد که آن مرد ناشنواست. 🔺در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند!     ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت حرف می زنند باز ... ادامه مطلب »

ازبین بردن فکرهای منفی

🌸زندگی با تمام مشکلات آن سرشار از زیبایی است و نباید به افکار و احساسات منفی اجازه رشد داد. مهمترین روش ارایه شده برای حل این مشکل واداشتن مغز به تفکر و تمرکز است. -یک تمرین عالی : روی یک تخت دراز بکشید و چشمان خود را ببندید؛ سعی کنید ماهیچه ها را کاملاً آزاد کنید به‌طوری که هیچ‌یک از آنها منقبض نباشند. روی جریان تنفس خود تمرکز کنید و تمام حواس خود را به نوک بینی که بازدم از آن خارج می‌‌شود معطوف کنید. اگر ناگهان فکر دیگری به ذهنتان خطور کرد آشفته نشوید. فقط کافی است به آن فکر جدید توجه نکنید و با آن مبارزه هم نکنید و مجدد روی جریان تنفس خود تمرکز کنید. می‌بینید که فکر مزاحم چه‌طور به‌راحتی ذهنتان را ترک می‌کند. این کار را دو تا سه بار در روز تکرار کنید.   باز نشر : آکادمی یوگا مازندران http://www.yogaacademy.ir   ادامه مطلب »

لذت بردن هدف زندگی است

در هر کار و هر حال کار ، تفریح ،رانندگی ،آموختن، مطالعه، آشپزی،نظافت ، خوردن و آشامیدن، حرف زدن، سکوت و تفکر، مهمانی رفتن، نیایش و…. زندگی فقط در رسیدن به هدف خلاصه نشده مابه اشتباه اینگونه میاندیشیم: درسم تمام شود راحت شوم غذایم را بپزم راحت شوم اتاقم را تمیز کنم راحت شوم بالاخره رسیدم…. راحت شدم اوه چه پروژه ای… تمام شود راحت شوم تمام شود که چه شود ؟ مادامی که زنده هستیم و زندگی میکنم هیچ فعالیتی تمام شدنی نیست بلکه آغاز فعالیتی دیگر است…. پس چه بهتر که در حین انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنیم نه مانند یک ربات فقط به انجام دادن بپردازیم به تمام شدن و فارغ شدن…. حتی هنگامیکه دستها را میشوییم نیز میتوانیم بالذت اینکار را انجام دهیم یکبار امتحان کنید آب چه زیبا آرام پوست دستتان را نوازش میکند به آب نگاه کنید و لذت ببرید وآنجاست که احساس خوب زندگی کم کم به سراغتان میاید… لذت باعث قدرتمند شدن میشود به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس میشود… تا میتوانی همه کارها را با لذت همراه کن… حتی نفس کشیدن که کمترین فعالیت توست…     باز نشر : آکادمی یوگا مازندران ... ادامه مطلب »

دانایی مشغول نوشتن با مداد بود

کودکی پرسید: چه می نویسی؟ دانا لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی! پسرک تعجب کرد! چون چیز خاصی در مداد ندید. عالم گفت پنج خصلت در این مداد هست. سعی کن آن ها را به دست آوری. اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکن دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست! دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنجش می شود، ولی نوک آن را تیز می کند. پس بدان رنجی که می برى از تو انسان بهتری می سازد! سوم: مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن اشتباه از پاک کن استفاده کنی؛ پس بدان تصحیح یک کار خطا، اشتباه نیست! چهارم: چوب مداد در نوشتن مهم نیست؛ مهم مغز مداد است که درون چوب است؛ پس همیشه مراقب درونت باش که چه از آن بیرون می آید! پنجم: مداد همیشه از خود اثری باقی می گذارد؛ پس بدان هر کاری در زندگی ات مى کنى، ردی از آن به جا مى ماند؛ پس در انتخاب اعمالت دقت کن.   باز نشر : آکادمی یوگا مازندران http://www.yogaacademy.ir ادامه مطلب »

رمز موفقیت 

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﻤﺎ ﻗﻮﯾﺘﺮﯾﻦ ﺁﻫﻦ ﺭﺑﺎ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺍﺳﺖ… ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ،ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ،ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻧﺎﺭﺿﺎﯾﺘﯽ ، ﻧﺎﺭﺿﺎﯾﺘﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻟﺬﺕ ، ﻟﺬﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ. ﺷﺎﺩﯼ ، ﺷﺎﺩﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺷﮑﺮ ﮔﺰﺍﺭﯼ ، ﻣﻮﺍﺭﺩ ﻗﺎﺑﻞ ﺷﮑﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ،ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﯼ ، ﺛﺮﻭﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﭘﺲ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ : ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﯿﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﯿﻢ “اﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﮐﻮﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﻌﻞ ﻣﺎ ﻧﺪﺍ ، ﺳﻮﯼ ﻣﺎ ﺁﯾﺪ ﻧﺪﺍﻫﺎ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ …” ادامه مطلب »

دسته گلی برای مادر

  مردی مقابل گل فروشی ایستاد . او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود. وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد . مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟ دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا ٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی . وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت . مرد به دختر گفت : می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت : نه، تا قبر مادرم راهی نیست! مرد دیگر نمی‌توانست چیزی بگوید ٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت ٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد! شکسپیر می‌گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری ، شاخه ای از آن را همین ... ادامه مطلب »

جهان شما بر اساس باورهایتان شکل میگیرد

باورها افکاری هستند که بارها و بارها تکرار شده و در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت شده و به یقین تبدیل شده اند. ▪️اگر باور داری کار پیدا کردن سخت است جهان به تو ثابت میکند کار پیدا کردن سخت است. ▪️اگر باور داری هر روز فرصت ثروتمند شدن بیشتری بدست می آوری جهان به تو ثابت میکند که هرروز راههای زیادی برای ثروتمند شدن ایجاد میشود. ▪️اگر باور داشته باشی که زندگی سخت است جهان به تو ثابت میکند که زندگی واقعا سخت است. بنابراین جهان انعکاس باورهای ماست و چیزهایی را در دایره تجربیاتمان قرار میدهد که ما آنها را باور داریم. باورهایتان سرشار از نیکی   باز نشر : آکادمی یوگا مازندران http://www.yogaacademy.ir ادامه مطلب »